على محمدى خراسانى
358
شرح منطق مظفر (فارسى)
2 . طلب الفعل و براى اثبات اين مدّعا دو شاهد و مؤيد آوردهاند : 1 . از امر به معناى شيىء ، اشتقاق صحيح نيست ولى امر به معنى طلب ، مشتقات ( ماضى ، مضارع ، امر و . . . ) دارد . 2 . امر به معناى شيىء ، بر امور جمع بسته مىشود و امر به معناى طلب ، بر او امر جمع بسته مىشود و اين اختلافات امارهء اين است كه امر مشترك لفظى ميان اين دو معنا است . پس قرائن ، ضوابط و معيارهايى وجود دارد مبنى بر بازشناسى اشتراك لفظى از اشتراك معنوى كه شخص مجادل ، نيك بايد در اين امور بنگرد تا به مقصود رسد . قوله : ثم ان ؛ در اين قسمت اهميت و نقش ارزندهء اين ادوات و ابزار را بيان مىكنند . بسيارى از منازعات در عالم كه ميان دو مشرب فلسفى ، كلامى ، سياسى ، علمى ، دينى و . . . است و يا پيدا شدن فرقههاى مختلف و تخطئه كردن هركدام ، ديگرى را از اينجا ناشى مىشود كه : محلّ نزاع را به درستى تنقيح نكردهاند و هركدام از آنها مطلب و معنايى در ذهن دارند . لذا عدّهاى به قول مطلق ، نافى مىشوند و عدّهاى مطلقا مثبت مىگردند و عدّهء زيادى قائل به تفصيل مىشوند . كشمكشها شروع مىشود و كتابها پر مىشود از ردّ و ايراد ، نقض و ابرام ، پرسش و پاسخ درحالىكه اگر از آغاز هر دانشمندى مراد خود را به خوبى و به وضوح روشن ساخته و در اختيار ديگران قرار دهد يقينا تصالح بر قرار شده و اقوال مختلف آشتى كرده و گاهى نزاعهاى صدها و هزاران ساله مرتفع مىشود و لذا در كتب اصولى و فقهى ، فقهاء و دانشمندان بزرگ را مىبينيم كه در آغاز معمولا يك يا چند مقدّمه آورده و در آن محلّ نزاع و موضع نفى و اثبات را روشن مىسازند تا سر بىصاحب نتراشيده باشند و بىجهت خود را به منازعات نكشانند . افرادى هم كه اهل خبره باشند بسيارى از اين مغالطات را برملا ساخته و رفع نزاع مىنمايند . چند مثال روشنگر : مثال اوّل : يكى از مباحثى كه در علم كلام و ميان متكلّمين اشاعره و اماميّه مورد اختلاف است ، داستان رؤيت خداوند است . هردو گروه قبول دارند كه در دنيا خداوند